السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

164

تفسير الميزان ( فارسي )

زرع است ، ليكن افاده معناى كسب هم مىكند ، و حرث عبارت است از تربيت نبات ، و يا نبات تربيت شده ، براى بهره گيرى از منافع آنها در زندگى . آيه شريفه بنايش بر شمردن حب شهوات و افاده اين معنا كه حب شهوات طبق امور مورد علاقه انسان ، تكثير پيدا مىكند نيست ، و نمىخواهد بفرمايد : انسان به حسب طبع ، متمايل به همسر ، و دوستدار اولاد ، و اموال است ، تا مفسرين اشكال كنند كه چرا از انسان به كلمه « ناس » ، و از اولاد به كلمه « بنين » و از مال به عبارت قناطير مقنطره تعبير كرد ؟ آن گاه در توجيه اين تعبيرها خود را به زحمت اندازند هم چنان كه انداخته‌اند . بلكه بنايش بر اين است كه بفرمايد : مردم در شيفتگى به مشتهيات دنيا يك جور نيستند ، بلكه چند گروهند ، بعضى از شهوتپرستان هيچ هم و هدفى ندارند مگر عشق ورزيدن به زنان ، و دل دادن به آنان ، و تقرب و انس و همنشينى با آنان ، و همين دلدادگى وجوهى از فساد و نافرمانى خداى سبحان را به دنبال دارد ، نظير آوازه خوانى ، و موزيكنوازى ، و ميگسارى ، و امور ديگرى مثل اينها ، معمولا اين حركات زشت مختص به مردان است ، و در زنان چنين وضعى پيش نمىآيد ، مگر بسيار نادر . بعضى ديگر دوستدار فرزند پسرند ، چون تكاثر را دوست مىدارند ، و مىخواهند با داشتن پسران زياد نيرومندتر از ديگران باشند ، و غالبا اين گونه افراد در ميان باديه نشينان زياد يافت مىشوند ، و نيز اين گونه علاقه ها نوعا مختص به پسران است ، نه دختران . بعضى ديگر از مردم دلباخته مالند ، و بيشتر همتشان اين است كه كيسه ها را از پول پر كنند ، و انبارها را از كالا انباشته نمايند . ظهور و پيدايش اين قسم جنون هم بيشتر در جمع نقدينه يعنى طلا و نقره است ، و يا چيزى كه بعدها به صورت نقدينه در آيد ، مانند اثاث و كالاهاى تجارتى و غيره ، و نيز اين گونه علاقه ها غالبا در بين اهل شهر زياد است ، نه در صحرانشينان . و در نظر بعضى ديگر ، خيل مسومه و اسبان تيزتك محبوبتر از ساير امور مادى است ، نظير سواركاران كه با اسب عشق مىورزند ، بعضى هم علاقه شديدى به گاو و گوسفند ، و بعضى به كشت و زرع دارند ، البته ممكن است كه بعضى از افراد به دو تا و يا بيشتر از آنچه كه شمرده شد علاقمند باشند . اين بود اقسام شهواتى كه مردم در علاقه به آنها به چند صنف هستند ، هر يك ، يكى از آنها را هدف اصلى زندگى و بقيه اهداف زندگى را فرع آن قرار مىدهند ، و در مردم كمتر يافت مىشود ( و يا اصلا يافت نمىشود ) كسى كه علاقه اش به همه اشيا و چيزهاى نامبرده مساوى